تبليغاتX
گروه فرهنگی هنری سبکبالان

به جز دست علی مشکل گشا کیست

کلید کنت و کنز مخفیا کیست

کسی جز او توانایی ندارد

که زخم شیعه را مرحم گذارد

غدیر ای باده گردان ولایت

رسولان الهی مبتلایت
-
ندا آمد زمحراب سماوات

به گوش گوشه گیران خرابات

رسولی کزغدیر خم ننوشد

ردای سبز بعثت را نپوشد

تمام انبیا ساغر گرفتند

شراب از ساقی کوثر گرفتند

-
علی ساقی رندان بلاکش

بده جامی که می سوزم در آتش

مرا آیینه ی صدق و صفا کن

تجلی گاه نور مصطفی کن
+ نوشته شده توسط سجاد و میثم در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 13:6 |

baraye zibatarin royayam sanaz  

نمی دانم در نگاه زیبایت چه نهفته است که اینگونه

مرا دیوانه خود کرده ای

نمیدانم در طلوع زیبای لبخندت چه رازی است که

مرا وادار میکند که دوستت بدارم

نمیدانم در سخن های با معنایت چه حکایتی است که

مرا اسیر خود کرده ای

نمیدانم چه چیزی در افکارت می گذرد که

عقل و اندیشه ام از آن عاجز است

فقط میدانم

با تمام وجود دوستت دارم و خواهم داشت

مهدی (عج) جان

+ نوشته شده توسط سجاد و میثم در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 و ساعت 8:25 |