تبليغاتX
گروه فرهنگی هنری سبکبالان
   

سلام خدای خوبم سلام ،بازمنم کسی که تنهاییهاش خیلی زیادشده...تنهایی هایی که خودت خوب می دونی فقط وفقط بااومدن صاحبو مولام تموم می شه...بازاین جمعه هم گذشت ونیومد ..بازاین هفته چشمام توی کوچه های انتظاربه امیدرسیدنش نشسته بود ولی باز ازبی خبری پرشد ازاشک و به روی امید بسته شد.

جمعه ای که تموم لحظه وثانیه هاش پربود از عطر اقا ولی خبری از صاحب نبود..جمعه ای که انگار بهم نوید مولا رو می داد اما دریغ از یه نشانه...باز رفت ومن رو به امیدرسیدن دوباراش به انتظارگذاشت انتظاری که ای کاش این هفته اخرین هفته ی اون باشه....چه جمعه هایی که بدون حضورش گذشت چه شبهای جمعه ای که تاصبح اومدنش روازتوالتماس کردم وصبح ازروی دلشکستگی ناامیدی زدم زیر گریه!!!!می دونی تنها چیزی که منو اروم می کرد چی بود فکراینکه حتما دیگه این جمعه جمعه ی اخره ومولام میاد، فکر اینکه جمعه ای دیگه درپیشه ومن باید برای اومدنش دعاکنم، باید منتظری باشم که خود صاحب انتظار می خواد،کسی که باتمام وجود بهش عشق می ورزم، کسی که حاضرم هرکاری بکنم هرکاری ،فقط یه لحظه نگاه نالایقم لایق بشه و به سایه ی مبارکش بیوفته، اخه ما کجا وروی دلبر کجا!!!!!!!می دونم خدا نگاه کردن به سایشون هم لیاقت می خواد که من ازداشتنش محرومم......خوش به حال اون کسایی که تونستندباچشماشون روی زیبای اقارو ببینند که فکر کنم بعد ازاون دیگه هیچ ارزویی نداشتند ..وقتی بهش خوب فکر کردم به خودم گفتم وقتی برای اولین بار مولا رو دیدند بهش چی گفتند؟حتما تا ساعتی مات ومبهوت به روی زیباش نگاه می کردند و بارها سجده ی شکر جاآوردند که اگر تااخرین لحظه ی عمرشون هم سجده می کردند باز کم بوده ... نمی دونم خدا ولی خوش به حالشون واقعا خوش به حالشون ..........می دونم اون ها هم به این اسونی به این مقام نرسیدند زحمت کشیدند تا تونستند نوکریشونو به مولا ثابت کنندتا اقابهشون نظر لطف داشته باشه می دونم، ولی خودت خوب می دونی که شاید لایق نباشم تا روی ماهشونو ببینم ،ولی چیکار کنم که دارم از فراق ودورش جون می دم ..چه کنم وقتی یه دل دیوونه دارم که ازدوری مولاش روزی صددفعه می میره وزنده می شه، چیکارکنم وقتی توسینم یه لحظه اروم نمی شه چی کار کنم وقتی فقط وفقط ارزوش اینه یه روز قربونی راه مولاش بشه وخودشو زیر پای اربابش ببینه...چی کارش کنم وقتی می بینم عاشقه چی کارش کنم وقتی می بینم سرشو گذاشته روی زانوشو مدام زیر لب می گه یااباصالح بیا بیا......چیکارش کنم اگه بازاین جمعه هم بیادو مولاش نیاد؟؟؟خودت باید یه فکری به حالم بکنی تا مولام نیاد من اروم نمی شم،خودت خوب می دونی که تازنده ام دست بردارنیستم، پس خودت کمکم کن بذار تا نمردم فقط یه بار سایشو ببینم تا به ارزوم برسم وهمون جا جون بدم .خواهش می کنم خواهش می کنم درفرجش تعجیل کن خدا... یاعلی

   

مجنون الحسین**** حسینی باشید
+ نوشته شده توسط سجاد و میثم در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 و ساعت 8:55 |