پرواز به ملکوت
مرا هميشه براي نماز از خواب بيدار ميکرد و خودش تا طلوع آفتاب در حال دعا و مناجات بود يکبار به او گفتم:«تو خسته نميشوي؟ خواب نداري؟» .در جواب من آرام با رويي باز گفت:«تو نميداني که وقتي آدم با محبوب خود در دل شب راز و نياز مي کند چه صفايي دارد.... روح آدم به پرواز درميآيد و احساس آرامش ميکند؟».
شهيد مجيد جلوئي
توفيق شرکت در نماز جمعه
محمد به شرکت در نماز جمعه علاقه خاصي داشت، هميشه ميگفت:«وقتي در اين اجتماع پرشور نماز جمعه شرکت ميکنم حالات عجيبي به من دست ميدهد نماز، انسان، را از حال خود به در ميکند و دنيا و ماديات زندگي از ياد انسان بيرون مي برد با نماز انسان به ياد خدا ميافتد و دلش آرام ميگيرد و انگار در عالم ديگري زندگي ميکند چقدر خوب است انسان هميشه به ياد خدا باشد و هوسهاي دنيايي را از ياد ببرد.
شهيد محمد صفاري
تلاوت قرآن
تقي آنچنان با قرآن مانوس بود که انسان فکر ميکرد به راستي قرآن با وجود او عجين شده است هميشه با خود قرآن کوچکي به همراه داشت در کوتاهترين فرصتي که پيدا ميکرد قرآن را از جيب خود بيرون ميآورد و غرق در تلاوت آن ميشد و کاري هم به محيط و رخدادهاي اطراف خود نداشت.
شهيد تقي نوري
تحويل سال
يک بار موقع تحويل سال که همه در منزل دور هم بوديم از برادرام اکبر، عيدي خواستم گفتم:«حرفي نيست، اما به شرطي که هرکس هر سورهاي که از قرآن کريم حفظ داشته باشد، بخواند. او با اين کارش لحظه تحويل سال را با قرائت قرآن همه بچهها مبارک ساخت.
شهيد اکبر احمدي
حضور قلب
وقتي رضا به نماز ميايستاد حضور قلب عجيبي داشت دنيا را به عينه فراموش مي کرد چه در خانه، چه در مسجد و چه در جبهه غرق در روحانيت و عرفان بود از همه چيز بريده بود و به خدا رسيده بود تمام فراغش در تلاوت قرآن و نماز خواندن خلاصه ميشد. نمازهاي طولاني با سجده هاي عاشقانهاش براي همه همرزمهايش مثال زدني شده بود.
شهيد رضا طالبي
خوش خلقي
رسول در رابطه دوستانه اش بسیار خوش اخلاق و خوش خلق بود.یک از روز که به منزل یکی از دوستانش رفته بود دختر کوچک صاحب خانه از او پرسید : «عموجان! چرا شما هرگاه به منزل ما می آیید تنها هستید و همسرتان را نمی آورید؟» رسول با همان لبخند همیشگی که روی لبهایش بود گفت:«در تعاون اسمم را نوشته ام تا کی نوبت من برسد!؟ خدای می داند.....!؟».
سفارش امام
وقتي حضرت امام در پيام نوروزيشان در سال 1359 به مردم فرمودند عيد خودتان را با جنگزدگان تقسيم کنيد ،«رضا» کفش را که به مناسبت عيد خريده بود به ستاد کمک به جنگزدگان تقديم کرد و به پدرم گفت:«براي من همين کفشهاي کهنهاي که دارم کافي است، مهم اين است که پيام امام اجرا بشود».
شهيد رضا حجازي
شب هاي تاريک
سعيد هر شب قبل از خواب سورهي واقعه را تلاوت ميکرد عشق او به نماز شب جذابيت خاصي را در چهرهاش منعکس کرده بود به طوري که همه نورانيت و خلوص و وقارش را به راحتي متوجه ميشدند. وقتي به شهر ميآمد براي اينکه حالت روحانياش را از دست ندهد در سکوت شب برميخواست و با استفاده از نور يک شمع دعا و قرآن ميخواند چند صباحي قبل از شهادت هم براي ما گفت که خواب امام زمان (عج) را ديده است.
شهيد سيد سعيد اکبر موسوي
شکست محاصره
در عمليات کربلاي 5 گردان علياکبر در محاصرهي عراقيها قرار گرفت. مهمات و آذوقه نيروها تمام شد. نيروي کمکي هم نميتوانست به آنها کمک کند. هيچ چارهاي نبود يکباره همهي بچه ها صدا زدند، يا فاطمه زهرا (س)ما به نام تو اين حمله را آغاز کرديم. ما را ياري کن. چند لحظه بعد طوفاني شديد بر منطقه احاطه يافت و بچهها توانستند با مهمات کم محاصره را شکسته و پيروز شوند.
عبادت
ايشان وقتي که در قم بودند، حتي اگر کار واجبي داشتند کارشان را رها ميکردند و ميرفتند عبادتگاه و ميعادگاه عاشقان حق .ياد ندارم جمعهاي با شد و او غسل جمعه و نماز جمعه را فراموش کرده باشد ابوالفضل ما و بقيه خانواده را نيز به انجام اين فريضه الهي تشويق ميکرد.
شهيد ابوالفضل تال
عشق به خواندن
کوچکترین فرصتی که برای عباس علی پیش می آمد به راحتی می شد ایشان را کتاب به دست در گوشه ی سنگری پیدا کرد.معمولا کتابهای مذهبی و علمی می خواند و مطالب جدیدی را که در پی مطالعاتش به دست می آورد در اختیار بچه های گردان قرار می داد. یک بار خلوتش را بهم زدم و پرسیدم:چرا اینقدر مطالعه می کنی؟! گفت : برای اینکه وقتی انسان بیکار باشد شیطان به سراغش می آید.
شهید عباسعلی عباسی
عشق به قرآن
احمدرضا سوادچنداني نداشت به دليل فقر مالي خانواده کار ميکرد تا براي ما نان حلال به دست آورد هميشه از اينکه نميتواند قرآن را راحت و صريح بخواند از دست خودش ناراحت بود تا اينکه به دليل علاقه و عشق شديدش به کتاب الله در جبهه باسواد شد و بلافاصله در مدت کوتاهي قرائت صحيح قرآن را فرا گرفت و بالاخره راضي شد.
شهيد احمدرضا بيات قلهجردي
فجر عشق
نادر بينهايت به قرائت قرآن علاقه داشت، به خصوص سوره والفجر را زياد ميخواند، هميشه ميگفت:«شهادت يک انتخاب است، نه يک اتفاق» اذان ظهر پا به دنيا گذاشت 22 سال از عمرش، حافظ اذان و نماز و قرآن بود و و در اذان مغرب در عمليات والفجر8 به فيض شهادت نايل گشت.
شهيد نادر پشتکوهي
قرائت قرآن
اکبر اکثر شبها قرآن ميخواند وقتي از روي کنجکاوي نيمههاي شب نگاهش ميکردم ميديدم با خداي خويش راز و نياز ميکند. شهيد اکبر باقري
محافظ اسلام
سال 1362 محمدحسين به مرخصي آمد چند نفر از دوستان به او گفتند:«چون شما چهارتا بچه داري ديگر نميخواهد به جبهه بروي» او در پاسخ گفت:«بچهها مال خدا هستند و خداي آنها بزرگ است و او نگهدار تمام جهانيان است، و ما به خدا نياز داريم چون تنها اوست که بي نياز و ستوده و بلند مرتبه است و فعلاً دين خداوند در خطر است و من بايد به جبهه بروم و بچهها را هم به خداي بزرگ ميسپارم».
شهيد عطاءالله طيبي
مهماني خدا
برادرم عبدالله هميشه لباسهاي ساده ميپوشيد تميز و مرتب بود مخصوصاً هنگاميکه ميخواست نماز بخواند، موهايش را به دقت شانه ميکرد.عطر و گلاب بر بدنش ميزد و ميگفت:«ميخواهم به ديدارو مهماني خدا بروم، بايد تميز و نظيف به مهماني خدا رفت».
شهيد عبدالله فلاحي
نماز اول وقت
آن روز ماموريتمان طول کشيد و به ناچار به نماز اول وقت نرسيديم، ما با ورود به مقر براي صرف غذا به آشپزخانه رفتيم، اما امير نيامد و دنبالش گشتم داشت وضو ميگرفت و ميگفت:«پناه بر خدا! خدايا! مرا ببخش، که توفيق خواندن نماز اول وقت را از دست دادم».
نماز شب
نماز شب خدا داد، کمتر ترک ميشد برخي شبها از پشت در، به راز و نياز و ذکر شبانهاش گوش ميکرديم و به حال عرفاني و معنوي او غبطه ميخورديم او هروقت به شهر ميآمد همه ميدانستند که از تاريکي شب استفاده خواهد کرد و با خدا به راز و نياز خواهد برخاست
. شهيد خداداد استواري
وضو
کار هر شبش بود قبل از خواب وضو ميگرفت و بعد به رختخواب ميرفت و ميخوابيد.
سيد جلال خاتمي

+ نوشته شده توسط سجاد و میثم در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت
11:59 |